تبليغاتX
حامیان جبهه پایداری انقلاب اسلامی
مقام معظم رهبري (مد ظله العالي)


برخي احزاب مانند احزاب كنوني غرب در واقع باشگاههايي براي كسب قدرت هستند و سعي ميكنند از هر طريق از جمله زد و بند سياسي به قدرت برسند كه ما اينگونه تحزب را تاييد نميكنيم

دبير جبهه پايداري انقلاب اسلامي خراسان رضوي: انقلاب ثمره خون شهداست؛

به جاي رودروايستي ، بايد بر اصول ايستادگي كرد

براي قرار گرفتن در حاشيه امن ؛ از "عزيز دل زهرا" خرج نكنيم

چگونه از مباني انقلاب اسلامي در مقابل شورش اشرافيت محافظت كنيم ...؟

توكلي نيز مستمسك وزن كشي سياسي شد

ساكتين را اگر تنبيه نمي كنيم ، تشويق هم جايز نيست!


دكتر باقري لنكراني : شباهت كارمنافقان درماجراي خيبر با مرعوب كردن امروز

ملت/ آقا فرمودند خود را وامدار كانون قدرت و ثروت نكنيد؛ هركس وامدارانه به

مجلس برود تصميمات وامدارانه هم مي گيرد


آيت الله مصباح در جمع تعدادي از مردم اصفهان: شاكر و مفتخريم كه سايه مقام معظم رهبري برسرما است/ يك سردار با بي ادبي‎اش كاري كرد كه هيچ دشمني نمي‎توانست

مهندس صادق محصولي: مواضع جبهه پايداري فقط از طريق پايگاه اطلاع رساني جبهه پايداري منعكس مي شود

علامه مصباح يزدي: ليدرهمه ما رهبر معظم انقلاب است/اطاعت ازرهبري، مبارزه با فتنه و خط انحرافي مورد تاكيد ماست


آليا در جلسه شوراي بانوان جبهه پايداري: با افزايش محبوبيت جبهه پايداري

هجمه ها عليه آن زياد شد / جاي اتلاف وقت به تبيين گفتمان انقلاب مي پردازيم


شهيد لاجوردي هرگز بهانه به سوء استفاده گران نداد؛ حتي اگر حقش پايمال

مي شد / هاشمي در دهه 60 هم كارهايي مي كرد كه انتظار نمي رفت



برچسب‌ها: جببه پایداری مقام معظم رهبری
نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

ا دو نهاد عالي مجلس و دولت را در كشور داريم كه در عرض يكديگر حركت مي كنند / تهديدات خارجي زماني مؤثر و كارساز است كه بستر تهديدهاي داخلي وجود داشته باشد. اختلاف هاي ميان قوا كه رهبر معظم انقلاب هميشه بر پرهيز و اجتناب از آن توجه و تاكيد داشته اند و هشدار داده اند، مهم‎ترين آفت داخلي ماست / مجلس نهم حساس ترين مجلس از اين جهت است و اين مساله بايد در جهت‎گيري ها، معقول ديده شود. ما به يك عقلانيت بالا مبتني بر نگاه اسلامي و شريعت و نه عقلانيت مبتني بر سودجويي فردي و حزبي نياز داريم / امام(ره) فرمودند: انتخابات مساله مهم جامعه اسلامي است. مسامحه در امر انتخابات، مسامحه در امور مسلمين است و از گناهان كبيره محسوب مي شود / اگر اين رقابت ها تبديل به چالش بين دولت و مجلس و قوا شود، عوارض سنگيني دارد. اگر مجلس گرايش سياسي مقابل دولت داشته باشد و دولت گرايش سياسي مقابل مجلس، همان مشكلات ايجاد مي شود، در مقابل آن، اگر مجلس كاملا وابسته به دولت باشد، نگراني اين است كه اين نظارت با معاملات سياسي اگر از بين برود.


دكتر غلامحسين الهام عضو سابق حقوقدان شوراي نگهبان كه مسئوليت‌هاي متعدد حقوقي و قضايي را در كارنامه‌ي خود دارد، روز پنج‌شنبه گذشته مهمان همايش "انتخابات مجلس؛ بايدها و نبايدها" بود تا به بررسي جايگاه حقوقي مجلس و دولت و نحوه تعامل ميان اين دو قوه بپردازد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی به نقل از رجا، الهام با تبيين نظام‌هاي پارلماني و رياستي و بررسي اختيارات دولت و مجلس پس از بازنگري قانون اساسي، توضيح داد كه نظام فعلي عنوان رياستي را دارد و رئيس‌جمهور و مجلس هر دو با رأي مستقيم مردم انتخاب مي‌شوند اما رئيس‌جمهور اختيارات نظام رياستي را ندارد.

وي نتيجه گرفت كه در چنين شرايطي، بايد مجلس و دولت با يكديگر هم‌گرايي گفتماني داشته باشند و الا يا براي كشور چالش‌ها و تزاحم‌هاي انرژي‌سوز پيش مي‌آيد يا قوا با يكديگر وارد معامله‌گري مي‌شوند كه نتيجه‌ي آن، از بين رفتن نظارت است.

متن كامل اين سخنراني به همراه فيلم آن در سه بخش در ادامه آمده است:

نظام سياسي كشور رياستي است يا پارلماني؟

ضمن تسلیت بزرگ‌ترین مصیبت تاریخ بشریت یعنی مصیبت انقطاع وحی، رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم و امام مجتبی و حضرت ثامن الحجج علیهم السلام به محضر شما شیفتگان ولایت عذرخواهی می‌کنم از وضعیت صدا که من ممنوع الصحبت طبی هستم.

بحث انتخابات از همان نگرش بایدها و نبایدها را مناسب می دانم که با توجه به کارکرد مجلس ارزیابی می‌کنم. یعنی از نگرش و رویکرد کارکردگرایانه به وظایف مجلس شورای اسلامی این مهم را بررسی می‌کنیم.

ابتدا بايد ببينيم وظایف مجلس چیست تا دریابیم چه کسی برای مجلس مناسب است و چه بایدهایی را باید لحاظ کرد. تحلیل این امر با موضوع حساس انتخابات با نظام سیاسی کشور ارتباط ویژه ای دارد. نظام ما با تقسیمات متداول و رایج در حقوق اساسی و سیاسی چه نظامی است؟ نظام پارلمانی است یا نظام ریاستی؟

حقوق‌دانان ما امروز معمولاً در تحلیل نظام سیاسی و مديريتي کشور آن را نظامی "نیمه ریاستی، نیمه پارلمانی" توصیف می کنند، در حالی که قبل از بازنگری سال 68 نظام را می توانستیم یک نظام پارلمانی بدانیم. یعنی نظامی که دولتش منبعث از مجلس است و در برابر مجلس هم پاسخگوست. در سال 1368 با تجربه یک دهه مدیریت کشور، با فرمان امام(ره)، بازنگری در قانون اساسی به عمل آمد و یکی از محورهای مهم بازنگری قانون اساسی طبق نظر حضرت امام رضوان‌الله تعالی‌علیه تمرکز در قوه مجریه کشور بود.

براي يك نظام رياستي كامل بايد در وظايف پارلمان هم بازنگري مي‌شد اما اين كار به‌دليل نظر نداشتن امام(ره) مشروعيت نداشت

قوه مجریه متشکل بود از نخست وزیر و رئیس جمهور و تعارضاتی بین این دو نهاد از نظر حوزه کاری و وظایف پیش مي‌آمد و اقتضای تجربه مدیریتی کشور این بود که باید تمرکز ایجاد کرد، يعني یا نهاد نخست وزیری را حذف کرد و یا ریاست جمهوری را؛ در هر حال، اراده نمایندگان مجلس بازنگری قانون اساسی معطوف به این شد که نخست وزیری حذف شود و مدیریت کشور معطوف به رئیس جمهور منتخب مستقیم مردم باشد. این نگرش به نگرش نظام‌های ریاستی گرایش پیدا کرد که ریاست قوه مجریه متمرکز در دست رئیس‌جمهور است. این الصاق انجام شد، اما تغییرات در قانون اساسی تغییرات در نهاد نخست وزیری بود و آن‌ها را به رئیس جمهور محول کردند.

اگر می‌خواستیم یک نظام ریاستی کامل داشته باشیم، ضروری بود که در وظایف پارلمان هم بازنگری کنیم. این اتفاق انجام نشد. آن روز هم این کار مشروعیت نداشت. چون امام در مورد تغییرات مجلس فقط به دو نکته بسنده کرده بودند؛ یکی تعداد نمایندگان مجلس و دیگری تغییر نام مجلس از مجلس شورای ملی به مجلس شورای اسلامی. بنابراین تغییر در اختیارات مجلس، مشروعیتی نداشت.

در اختیارات رئیس جمهور تغییراتی بهوجود آمد. رئیس جمهوری که در آن نظام مستقر بود و وظایفی داشت و بخشی از وظایف رئیس جمهور به نهادهای دیگر منتقل شد. یکی از وظایف رئیس جمهور، هماهنگی بین قوا بود که این اختیار طبق اصل 110 به رهبری محول شد. چون رئیس جمهور خودش رئیس دولت می‌شد و یک طرف قوا بود. بنابراین نیاز بود که جایگاهی مشرف به قوا هماهنگی بین قوا ایجاد کند.

رئیس جمهور يك اختیار دیگر هم داشت كه تطبیق مصوبات دولت با قوانین عادی و مصوبات مجلس بود. چون دولت اصولاً نمی‌تواند تصویبی مغایر با قوانین مصوب مجلس انجام دهد. این اختیار با رئیس جمهور بود و این هم یک حد طبیعی بود ولی به رئیس مجلس محول شد و در واقع به حوزه اختیارات مجلس افزوده شد. با این مقدمه اول، مقدمه دوم را عرض می کنم و آن این است که با توجه به این موضوع، امروز اختیارات مجلس در چه حدی است؟

بيش از 20 مورد وظيفه مشخص براي مجلس در قانون اساسي

من از قانون اساسی فهرست وار این مسائل را ذکر می‌کنم. بیش از 20 مورد وظیفه مشخص برای مجلس دیده شده است که در واقع نص دارد و تصریح شده است.

اصل 77: تصریح عهدنامه‌ها و مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقت نامه های بین المللی؛

اصل 82: استخدام کارشناسان خارجی در صورت ضرورت؛

اصل 79 : برقراری محدودیت‌های ضروری در شرایط بحرانی کشور که بحمدالله در این سه دهه و 32 سال انقلاب با وجود توطئه های تروریستی داخلی و جنگ هشت سال هیچ گاه از این محدودیت اختیارات استفاده نشد و آزادی‌های مردم محدود نشده است. مع الوصف اگر ضرورت پیدا کند، نیاز به تصویب مجلس دارد، ضمن اینکه حکومت نظامی در کشور ممنوع است.

اصل 78: اصلاحات جزيی در خطوط مرزی کشور که حتماً نیاز به مصوبه مجلس دارد؛

اصل 80: گرفتن وام با کمک‌های داخلی و خارجی به وسیله دولت باید با تصویب مجلس باشد؛

اصل 68: توقف انتخابات در زمان جنگ و اشغال نظامی کشور از وظایف مجلس است و از افتخارات جمهوری اسلامی این است که هیچگاه انتخابات در کشور نه تنها تعطیل نشد که در برگزاري آن، تأخیر هم نشد. در شرایط سخت جنگ بخشی از کشور اشغال بود، در همین استان ایلام، شهرهایي مانند مهران و برخی نقاط استان در اشغال دشمن بود. خرمشهر و آبادان سقوط کرده بود؛ یا در اشغال بود یا در محاصره. قصر شیرین همینطور؛ اما انتخابات در همین شهرهای محاصره شده یا اشغال شده در شهرستان‌های دیگر از طریق رأی دهندگان مهاجر برگزار شد و حق مهاجرین جنگی در انتخابات مراعات شد. یعنی نه تنها انتخابات تعطيل نشده است، بلکه تأخیری هم به فضل خداوند در انتخابات نداشتیم. اصل 68 این اختیار را به مجلس می دهد که تصمیمات ضروری در شرایط بحرانی اتخاذ کند.

اصل 83: انتقال بناها و اموال متعلق به دولت که جزو نفایس ملی است؛

اصل 63: تصویب شرایط و نحوه انتخابات نمایندگان مجلس تعداد نمایندگان محدوده حوزه انتخابیه؛

اصل 51: وضع هرگونه مالیات بخشودگی و معافیت و تخفیف مالیاتی؛

اصل 52: تصویب و تغییر در ارقام بودجه و تصویب اصل بودجه؛

اصل 53: پرداختهای دولت همه باید طبق قانون و مصوبه مجلس باشد؛

اصل 59: تصویب رجوع به همه پرسی؛

اصول 44 و 47: تنظیم حقوق و ضوابط مالکیت در بخش دولتی خصوصی و تعاونی

اصل 45: ترتیب استفاده از انفال و ثروتهای عمومی؛

اصل 42: تغییر ضوابط تابعیت اتباع خارجی؛

اصل 36 و 167 و 169: وضع هرگونه مجازات و تعیین اعمال مجرمانه؛

اصل 159: صلاحیت محاکم و تشكيل دادگاه‌ها؛

اصل 24: تعیین حدود آزادی مطبوعات؛

اصل 8: تعیین حدود و ضوابط نظارت مردم بر دولت و دولت بر مردم؛ یعنی اصل امر به معروف و نهی از منکر

اصل 139: صلح‏ دعاوي‏ راجع به‏ اموال‏ عمومي‏ و دولتي‏ يا ارجاع‏ آن‏ به‏ داوري‏ در هر مورد

اصل 149: ترفیع درجه نظامیان؛

یعنی حدود 21 مورد را بیان کردم که وظیفه مستقیم پارلمان است. این غیر از اصل 71 قانون اساسی است که می‌گوید مجلس شورای اسلامی می تواند در عموم مسائل کشور قانونگذاری کند و اصل 73 هم تفسیر قوانین را بر عهده مجلس گذاشته است. آن موارد احصا شده در کنار این اختیار عام قانون‌گذاری اصل 71 به خصوص با تعبیر در عموم مسائل، هم در عمل و هم در برخی نگرش های نظری به مجلس اجازه داده است که در هر مسئله ای بتواند قانونگذاری کند. این تفسیر در عمل و اجرا، گاهی با حوزه های دولت و امور اجرایی دولت با هم تداخل و تلاقی می کند.

به‌طور مثال، بر همین اساس مجلس می تواند قراردادهای خاص را فسخ و ابطال کند؛ مانند قراردادهای منعقد شده با بعضی از کشورها در عرصه های اقتصادی (مثل ترك سل). با توجه به این مسئله مجلس می تواند یکسویه این قراردادها را ابطال کند. می تواند نسبت به روابط خارجی اتخاذ تصمیم کند؛ روابط ما با انگلستان را قطع كند، و بگويد روابط با امریکا چنین و روابط با اروپا چنان باشد. یعنی در عرصه سیاست خارجی، پارلمان می تواند قانون‌گذاری کند، کما اینکه کرده است.

گذشته از این موارد که این شرایط عام در عموم مسائل است، گاهی با دولت هم‌عرضی هم ایجاد می کند. مجلس می تواند تصميماتي را كه دولت اتخاذ كرده است، متوقف کند. مثل بعضی از اصلاحات ساختاری، مثل تغییر ساعت رسمی کشور و امثال اینها که به وسیله دولت سالها تصمیم گرفته مي‌شد اما مجلس مستقیماً با قانونگذاری در عرض مصوبات دولت، تصمیم گیری كرد. برخي از این تصمیمات با ایرادات شورای نگهبان از حیث تفکیک قوا و تداخل با امور اجرایی با اشکال مواجه می شود. اما در بسیاری از موارد، این اشکالات مطرح نیست.

اینها علاوه بر صلاحیتهای نظارتی مجلس است. مجلس از طریق دیوان محاسبات طبق اصول 54 و 55 قانون اساسی بر عملکرد مالی دولت نظارت دارد. یعنی دیوان محاسبات قبل از انقلاب، از سازمانهای وابسته به دولت و قوه مجریه بود اما قانون اساسی این نهاد را به مجلس واگذار کرد. مجلس حق تحقیق و تفحص امور را در اصل 76 دارد.

رأی اعتماد به وزیران طبق اصول 133 و 87

اعتماد دولت قابل سلب است. تغییر اعضای دولت به وسیله رئیس جمهور ممکن است ولی هر وزیر جدید نیاز به رأی اعتماد دارد. اگر نیمی از وزیران تغییر کند، آن اعتماد به کلی از بین رفته است و رأی اعتماد مجدد طبق اصل 136 لازم است. یعنی در تداوم دولت نظارت پارلمان ادامه دارد.

اصل 89: سؤال و استیضاح از وزیران

اصول 88 و 89: سؤال از رئیس‌جمهور و استیضاح رئیس جمهور

وزیر و وزیران در برابر مجلس مسئولیت دارند و نظارت‌های موسوم به اصل 90 که در همه مسائل مجلس ورود می‌کنند.

توسعه اختيارات در مجلس هشتم

علاوه بر این، اختیار ویژه ای در اصل 85 و 138 همان‏طور که اشاره کردم به رئیس مجلس و نه مجلس اعطا شده است که مصوبات دولت را از حیث انطباق با قوانین مجلس بررسی کند. اخیرا هم در مجلس هشتم این اختیارات به نحوی توسعه پیدا کرد که امروز رئیس مجلس مصوبات دولت را ابطال هم می کند.

سيستم اداره كشور رياستي نيست

این نگرش را براساس قانون اساسی مرور کردم که بخواهم نتیجه بگیرم؛ یک نتيجه اینکه این سیستم را نمی توان سیستم ریاستی دانست، اگر بنا بود که دستگاه اجرایی با توجه به تمرکز در قوه مجریه و انتخاب مستقیم رئیس جمهور توسط مردم دارای یک اختیارات ویژه ای باشد، باید در این اختیارات پارلمان تغییر داده شود ولی این تغییرات حاصل نشده است و برخی از تفاسیر هم نسبت به اختیارات پارلمان تفسیر موسعی است؛ مثل قانونگذاری در عموم مسائل کشور که گاهی در مسائل اجرایی کشور ورود می کند و دو نهاد را هم عرض هم قرار می دهد.

بحران در كشور در صورت نداشتن هم‌گرايي گفتماني مجلس و دولت

حالا با این وضعیت نتیجه ای که می خواهم بگیرم این است که اگر این دو نهاد مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری و دولت که هر دو مستقیماً به وسیله مردم انتخاب می شوند، هم‌گرایی گفتمانی نداشته باشند، کشور دچار بحران خواهد شد. یعنی ما دو نهاد عالی در کشور داریم که در عرض یکدیگر حرکت می کنند. جاهایی دولت باید تابع مجلس باشد، اما در یک نظام ریاستی چنین برداشت و انتظاری برای دولت‌ها وجود ندارد. اما در كشور ما در عین حال که رئیس جمهور مستقیماً انتخاب می شود، نمی تواند قاطعانه برنامه هایی داشته باشد و مردم براساس اعتماد به آن برنامه ها به رئیس جمهور رأی بدهند، چرا که این اختیارات باید با مجلس هم‌گرا باشد.

اگر مجلس با این اختیارات با دولت همراهی نکند، اراده‌ي دولت به‌طور كامل قابليت اجرايي نخواهد يافت و امکان بروز تعارض بین قوه مقننه و قوه مجریه بسیار بالاست. اگر یك دولتی کاملا منبعث از مجلس باشد مثل سیستم پارلمانی، تغییرات این دولت‌ها مشکلی ندارد اما یک دولتی که رئیس آن مستقیما به وسیله مردم انتخاب شده است، عزل و استیضاح و سوال از او معمولا با تنش‌ها و چالش‌های اجتماعی مواجه است و به‌راحتی میسر نخواهد بود؛ از نظر فضای اجتماعی کشور. خب این‌طور نیست که ما از همه اختیارات و اقتدارات بتوانیم در همه عرصه‌ها استفاده کنیم.

چالش‌هايرقابت و يا معامله‌گريدولت و مجلس در سيستم "نه رياستي نه پارلماني"

حالا با این فضای حقوقی و مسائل حقوقی و چالش‌هایی که وجود دارد، اگر مجلس شورای اسلامی قصد رقابت سیاسی با رئیس‌جمهور را داشته باشد، چالش و رقابت سیاسی برای قدرت بین مجلس و دولت، سم مهلک برای کشور خواهد بود، چون روند فعالیت‌های رو به رشد و سازنده کشور را با چالش‌های مداوم سیاسی مختل خواهد کرد. مردم هم حوصله دعوای بین قوا و مسئولین را ندارند و حق هم دارند. باید کار کرد؛ کشور مشكلات زیادی دارد و باید به سرعت کار کرد و به دنبال پیشرفت کشور بود. البته روند خوب و رو به رشدی هم داشته است. اما اگر این رقابت‌ها تبدیل به چالش بین دولت و مجلس و قوا شود، عوارض سنگینی دارد. اگر مجلس گرایش سیاسی مقابل دولت داشته باشد و دولت گرایش سیاسی مقابل مجلس، همان مشکلات ایجاد می‌شود، در مقابل آن، اگر مجلس کاملا وابسته به دولت باشد، نگرانی این است که این دو نهاد که باید نقش نظارتی بر هم داشته باشند، به خصوص نظارت مجلس و شاید انحصار نظارت مجلس، این نظارت با معاملات سیاسی اگر از بین برود و با همکاری‌های حزبی و سیاسی و گروهی و حزبی مماشات شود، ممکن است یک فضای جدیدی در قوای سه‌گانه کشور ایجاد شود و فساد به‌وجود آمده، بهدلیل نبود فضای نظارت و تعدیل آن، زمینه‌ساز مشکلات بسیاری در بستر قدرت خواهد بود و خطر استبداد و دیکتاتوری را به وجود خواهد آورد.

نکته سوم، تعامل غیر منطقی یا لابی کردن‌های نامشروع بین دولت و مجلس است. وقتی چنین قدرتی وجود داشته باشد و دولت هم بخواهد کارش را با اهداف و برنامه‌های خود پیش ببرد و هم‌گرایی هم وجود نداشته باشد، ممکن است رایزنی‌های نامشروع و غیرمنطقی صورت بگیرد؛ یعنی معامله‌گری. دولت نمایندگان را مي‌خرد و نمایندگان خريداري شده، بهجای توجه به مصالح کشور، به سمت و سوی منافع خاص فردی و حزبی گرایش پیدا کنند و دولت ناگزیر مي‌شود از طرق ناسالم و فساد جدید بتواند مجلس را از سر راه خود بردارد و اگر این کار را نکند، دائم با مزاحمت‌های مجلس مواجه مي‌شود.

چاره كار براي جلوگيري از تزاحم قوا

ظرفیت تزاحم بین قوا از این حیث، ظرفیت بالایی است. راه چاره، یک نگرش گفتمانی واحد است. این نگرش گفتمانی که باید برای حفظ ارزش‌های انقلاب و حفظ اصول نظامی اسلامی صورت بگیرد، دو نهاد را با یک جهت‌گیری واحد شكل داد؛ یعنی گرايش به خدمت به کشور، تعالی و پیشرفت کشور، حفظ اصول نظام، حفظ نقش مقتدرانه ملت در ایفای نقش‌های مختلف در عرصه ساختن، تأمين امنیت و دفاع ملی از استقلال کشور. اگر اين‌طور باشد، تعاملات منطقی و سازندهاي خواهیم داشت، استفاده نامشروع از قدرت دولت صورت نخواهد گرفت و باج‌گیری مجلس و دولت از يكدیگر از بین خواهد رفت.

ما نیاز به پارلمانی داریم که نگرش گفتمانی آن با انقلاب هم‌سو باشد و دولتی که همین گرایش را داشته باشد و دنبال کند و الا تعارض‌هاي بین قوا کشور را فلج خواهد کرد. ما به پارلمانی برخوردار از عقلانیت نیاز داریم. استفاده از این قدرت، نیاز به عقلانیت بالا دارد. عقلانیتی مبتنی بر شریعت و دین و انقلاب که منافع فردی را قربانی در برابر منافع اسلام و کشور و مردم بکند وگرنه تزاحمات بالا خواهد رفت و مشكلات تا حد بحران در کشور به‌وجود خواهد آمد.

تجارب این مجالس هر کدام یک تجربه خاصی است. در این ارتباط و مشکلاتی که در این عرصه داشتند نیاز به مطالعه و بحث مستقلي دارد. حداقل در مجلس هشتم ما شاهد مشکلاتی از این دست بوده‌ایم. در یک سال گذشته اگر به خاطر داشته باشید، رهبر معظم انقلاب (مد ظله) ناگزیر یک گروه خاصی را برای حل اختلاف بین دولت و مجلس تشکیل دادند. این حل اختلافات، ناشی از این نوع اقتدار و ساختار حقوقی است که مجلس در برابر دولت دارد. نیاز هست که خود مجلس با یک عقلانیت برخورد کند. اگر این اتفاق نيفتد، مشكلات خطرناکی در هماهنگی بین قوا خواهیم داشت.

منشأ عمده‌ي آفت اختلاف‌هاي داخلي در سطح قوا

تهدیدات خارجی زمانی مؤثر و کارساز است که بستر تهدیدهاي داخلی وجود داشته باشد. اختلاف‌هاي میان قوا که رهبر معظم انقلاب همیشه بر پرهيز و اجتناب از آن توجه و تاکید داشته‌اند و هشدار داده‌اند، مهمترین آفت داخلی ماست و همین موجب می‌شود که مردم را از صحنه کنار بزنند و مردم مهمترین پشتوانه انقلاب هستند. پشتوانه امنیت و اقتدار ما هستند. اگر مردم در انتخابات 88 با بصیرت و با آن مشارکت بالا دخالت نمی‌کردند، حل این بحران آسان و ممکن نبود.

ما نیاز به نمایندگانی داریم که جایگاه خود را در این شاکله مدیریتی کشور به خوبی درک کنند و از تعاملات مجالس مختلف با دولت درس بگیرند، به خصوص در زمان فعلی که گفتمان انقلاب، عدالت و گفتمان امام راحل و مطالبات رهبری به عنوان گفتمان غالب و برگزیده مردم حاکم شده است، بهترین فرصت تاریخی است که با استفاده از این ظرفیت، برای شتاب دادن به کشور و پیشرفت کشور استفاده کرد، والا این فرصت از دست خواهد رفت. مجلس نهم حساس‌ترین مجلس از این جهت است و این مساله باید در جهتگیری‌ها، معقول دیده شود. ما به یک عقلانیت بالا مبتنی بر نگاه اسلامی و شریعت و نه عقلانیت مبتنی بر سودجويی فردی و حزبی نیاز داریم، تا این دو نهاد اساسی و مهم کشور بتوانند با قدرت و شتاب حرکت کنند.

من با این جمله امام(ره) عرضم را تمام می‌کنم که فرمودند: انتخابات مساله مهم جامعه اسلامی است. مسامحه در امر انتخابات، مسامحه در امور مسلمین است و از گناهان کبیره محسوب می‌شود. هرگونه بی‌توجهی به این شرایط حساس و انتخاب درست و دقیق ممکن است آن مشکلات را در کشور ایجاد کند. هر نوع تسامحی که گروه‌ها و افراد با هر گرایشی در امر انتخابات داشته باشند، به نظام اسلامی آسيب می‌زند. نظامی که امروز الگوی مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان است و منشأ اميد در اين موج بیداری اسلامی شده است و جمهوري اسلامي و قانون اساسي آن را الگو قرار داده است.

این را هم بدانید که با وجود مشکلاتی که بالقوه در پیشرو است و این مسائل حقوقی وجود دارد، ما توانسته‌ایم در طي اين سال‌ها کشور را با وجود مشكلات و بدون بحران پیش ببریم و آن هم به دلیل حاکیت ولایت فقیه است. وجود ولایت می‌تواند از تعارضهاي بالقوه جلوگیری کند، اما هم‌گرایی می‌تواند فرصت بهتر و بیشتر برای مدیریت عالي کشور فراهم کند و رهبري را در ايفاي وظايف خطير خود در عالم اسلام فراغت بيشتري بدهد. عقلانیتی که ما از آن صحبت می‌کنیم، عقلانیت در ظل ولایت است. امید داریم ان‌شاء الله مجلسی پر قدرت با مشارکت بالا و توان افزون تشكيل شود و خواب‌های آشفته دشمن را پریشان‌تر کند.

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

امیر حسین قاضی زاده؛ شاید نام این نماینده اصولگرایی مجلس هشتم کمتر در میان رسانه ها و مردم شناخته شده باشد ولی به جرات می توان گفت وی از خوش نام ترین نمایندگان این دوره مجلس است.

 

 

نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی بارها در میانه گفت و گو در مواجهه با سوالات صریح ما پاسخ های صریح داد و البته در برخی مواقع نیز اشاره می کرد که " این قسمت را تلطیف کنید" و یا " تضعیف فلانی کار صحیحی نیست."

 

برایم بسیار جالب بود که قاضی زاده یادش نرفت در ابتدای مصاحبه از همشهری خوبشان، امام رضا (ع) یادی نکند. پس از " السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا" وی گفت و گوی یک ساعت و نیمه ما آغاز شد.

 

در ادامه متن این گفت و گو را مشاهده می کنید:

 

رهبر انقلاب این دوره را دوره جهاد اکبر انقلاب معرفی کردند

 

*برای ورود به بحث بفرمایید دورنما و ذهنیتی که از ابتدا نسبت به تشکیل مجلس هشتم به عنوان مجلس اصولگرا داشتید چه بود؟ و امروز که دراواخر این مجلس هستید به چه ذهنیتی رسیدید؟

 

طبیعتا دیدگاه من نسبت به اوایل تغییراتی کرده است و این تغییر نگاه من نسبت به مجلس ماحصل دو مسئله است یکی اینکه بنده قبل ازاین به مجلس نیامده بودم لذا نگاه از بیرون به مجلس با نگاه از درون به مجلس متفاوت است

 

کارکردهایی که من برای یک نماینده مجلس متصور بودم نسبت به آن چیزی که در عمل وجود دارد خیلی متفاوت است. البته نه اینکه انتزاعی فکر کنم، بلکه نگاه من مبتنی بر قانون اساسی بود. اما آنچه که اتفاق می افتد متفاوت است و زمانی که قوا در کنار هم قرار می‌گیرند با توجه به اقتضائات کشور، فرهنگ عمومی و ریل گذاری که قبلی‌ها کرده‌اند، وضعیت متفاوتی ایجاد می‌شود.

 

اما بخشی از نگاه من درباره جریان اصولگرایی با تصوری که از جریان اصولگرایی داشتم متفاوت بود.

 

بالاخره اتفاقاتی در این دوره مجلس هشتم رخ داد که بی سابقه بود. رهبر معظم انقلاب تعابیر خاصی درباره دوره‌های مختلف از انقلاب به کار برده‌اند و نام این دوره را جهاد اکبر انقلاب اسلامی قرار دادند. اتفاقاتی در این دوره رخ داد که عیار واقعی ایمان ها و میزان پایبندی به شعارها را روشن کرد.

 

ساکتین و مردودین فتنه جزء کفار به انقلاب محسوب می شوند

 

در طول انقلاب اسلامی فرقان‌هایی رخ داده است که مدعیان را از مؤمنان جدا و غربال کرده است. عرصه دفاع مقدس از جمله آن فرقان ها بود. چون این جنگ در مرزهای کشور بود بنابراین افراد مختار بودند که به جنگ بروند یا نروند. بنابراین آنها که با اختیار و میل به این جنگ می رفتند معلوم بود که از روی ایمان و اعتقاد به آن پا گذاشته‌اند.

 

فرقان دیگر و بزرگی که در طول انقلاب اسلامی رخ داد فتنه بزرگ ۸۸ بود. این فتنه دارای آنچنان پیچیدگی و آزمونی بود که توانست عیار ادعاهای بسیاری را به وسیله آن مشخص کرد.

 

اصولگرایی در دوره مجلس هشتم حسابی تکانده شد. عده‌ای در این آزمون موفق بودند و عده ای مردود شدند و این در تاریخ ثبت شد. این به مانند آن فراخوان حضرت علی (ع) بود که بعد از صقیفه انجام دادند و تنها ۷ نفر در صحنه‌ حاضر شدند، که ایشان فرمودند: « بعد از اسلام همه کافر شدند الی ۷ نفر» در فتنه و بعد از آن کسانیکه جزو ساکتین بودند جزو کفار محسوب می‌شوند. لذا این کفر در فتنه ۸۸ نسبت به نعمت انقلاب اسلامی و ولایت فقیه بود و ما این کفر را در این فتنه در برخی خواص و مدعیان دیدیم. ولی مردم به همراه بخشی از خواص در صحنه ماندند.

 

بسیاری از خواص هم که حرف زدند، دیر حرف زدند و دیر موضع گرفتند. لذا آنها به وظیفه خود عمل نکردند. با تمام این اتفاقات مجلس هشتم نیز دارای نقشی بود و در برخی مقاطع نتوانست خوب عمل کرد. ما در تصور خود از اصولگرایی فهمیدیم که بر اساس تقوای جمعی و تقوای فردی است که باید به افراد و جریانها و نهادها امتیاز داد نه ادعاها.

 

مجلس هشتم، مجلس اقلیت ها بود

 

* باتوجه به اینکه مجلس هشتم بعداز یک مجلس اصولگرا بر سر کار آمد و انتظارات زیادی از آن می رفت چه برآورد و نمره‌ای به آن می دهید؟

 

من دیگر به اصولگرایی به این شکل قائل نیستم. تعریف بنده تغییر کرده است. دیگرنمی‌توانیم بگوییم اصولگرایان. یک اتفاقی افتاده و یک فاصله‌هایی به وضوح مشاهده می‌شود و در واقع تفاوت گفتمان دیده می‌شود. تا این را نپذیریم نمی‌توانیم درباره روش همکاری با هم صحبت کنیم. یکی از دلایلی که وحدت شکل نمی‌گیرد این است که می‌خواهیم همه را تحت یک نام جمع کنیم. امروز نام ها، گفتمان ها و حرفها متفاوت است. اول باید این تفاوتها را به رسمیت شناخت و بعد بگوییم "ما این تفاوت نگاه را قبول داریم و حال می‌خواهیم با هم کار کنیم چرا که می‌خواهیم کشور را اداره کنیم" این دو چیز است.

 

وقتی اصرار کنیم که همه اینها به یک شکل اصولگرا هستند و همه یک جور هستند در نتیجه افکار عمومی هم این را نمی پذیرد. امروز می بینیم کسانی اسم اصولگرایی دارند در عمل و منش به اصلاح طلبان نزدیکند. بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید اینها یکی هستند. امروز اینگونه نیست که بگوییم 200 نماینده اصولگرا در مجلس هست. به عقیده من مجلس هشتم ترکیبی از اقلیت ها بود، در واقع مجلس هشتم اکثریتی نداشت. چند اقلیت بودند که رفتارهای متناسب با خود نشان ارائه کردند. البته عده ای هم بودند که در این وسط مانده بودند که با کدام باشند. گاهی با این و گاهی با آن بودند.

 

به دلیل تنگ نظری در مجلس ششم شکست خوردیم/ باید جبهه های جدید را بپذیریم

 

* با این مطالبی که حضرتعالی بیان کردید، نگرانی‌هایی برای مجلس آینده پیش می‌آید، آیا به نظر شما با این ساختار و روند در بحث وحدت اصولگرایان؛ مجلس نهم به چه سرانجامی خواهد رسید؟ آیا به نظر شما مجلس نهم اصولگرا خواهد بود یا خیر؟ با توجه به این اوضاع تحرکات فتنه‌گران، و جریان انحرافی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

من دو پاسخ به این سؤال شما دارم. نکته اول اینکه در طول دوره انقلاب به جز مجلس سوم و ششم، مجلس اول، دوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم در دست طیف اصولگرا بود که البته با نام های مختلف بوده است. شکست‌هایی که دو مجلس سوم و ششم خورده‌ایم به ما نشان داد که ما دچار تنگ‌ نظری‌هایی شده‌ بودیم. ثانیا ًبه دلیل حضور در قدرت ادبیات و گفتمان مردم را به کنار گذاشته بودیم. بنابراین در بازبینی حرکت خود، معایب را اصلاح و دایره را گسترده‌تر و شعارها را یکی کردیم.

 

مثلاً در قبل مجلس هفتم تک به تک شخصیت‌های متدین را پیدا کردیم و یک انبساط تشکیلاتی ایجاد و در دایره اصولگرایی گسترشی ایجادشد. اگر ما پذیرفتیم که گفتمان هایی در جامعه وجود دارد که حقند ولی ممکن است در دایره ما نباشند، می‌توانیم مجلس آینده را در چارچوب کلی اصولگرایان بدانیم. اما اگر اینرا نپذیریم، طبیعتاً با اتفاقاتی مانند مجلس سوم و ششم روبه‌رو خواهیم شد. به همین دلیل معتقدم باید این جبهه جدید را بپذیریم و تفاوت‌های آنها را محترم بدانیم، بعد روش‌های همکاری را بررسی کنیم. امروز جریانهای متفاوتی وجود دارد که مشترکات واحدی دارند لذا می‌توان به اتحاد امیدوار بود.

 

پس از فتنه و خانه نشینی احمدی نژاد عیار اصولگرایی سنجیده شد

 

* نظر شما راجع به جبهه پایداری چیست؟ این جبهه معتقد است که ظرفیت‌هایی دارد که می‌توانند تأثیرگذار باشد، تأثیر این جریانات را بر روند اتحاد اصولگرایی چه می‌دانید؟

 

من فکر می‌کنم پاسخ این سؤال شما را در مطالب قبلی دادم، بالاخره تفاوت‌هایی میان جریانهای اصولگرا وجود دارد. این تفاوت‌ها در دوره قبل هم بود.

 

این مجموعه‌ها در ائتلاف‌های قبلی هم بودند و امروز شرایط فرق کرده است. نکته اینجاست که در انتخابات گذشته این فاصله‌های امروز به دلیل فتنه ۸۸ و ماجرای آقای رئیس جمهور به وجود نیامده بود. اختلاف گفتمانی درونی وجود داشت ولی هنوز آشکار نشده بود. یعنی شلاقی نخورده بود که علنی شود. وقتی فتنه ۸۸ به وجود آمد و عیارها سنجیده شد، این فاصله‌ها علناً دیده شد. امروز دیگر نمی‌شود ازآنها چشم‌پوشی کرد.

 

امروز اگر بپذیریم که گروه هایی هستند و نام های مختلف دارند و رقابت‌ اصولگرایی فعالیت می‌کنند و شرایط آنها را بفهمیم، می‌توان با طراحی یک ادبیات مشترک در میان آنها، نزدیکی و اتحاد را ایجاد کرد.

 

فتنه در میان افراد به ظاهر انقلابی رخ داد

 

* آقای قاضی‌زاده، چرا ماجرایی مانند فتنه۸۸ اینقدر مهم و بزرگ هست که باعث می‌شود این تفاوت هایی که اشاره کردید، عیان شود؟ عظمت و عمق این واقعه چیست که هنوز رهبر انقلاب بعد از بیش از ۲.۵ سال درباره فتنه سخنرانی می‌کنند؟

 

در پاسخ به این سؤال باید به واقعه صدراسلام اشاره کنم. ما در آن زمان هم حکومت رسول‌الله را می‌بینیم و هم حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) را. دوره حکومت امیرالمؤمنین علی (ع) در اصل دوره عمل به باطن دین بود.

 

این ادبیات را حضرت آقا از زمانی شروع کرد که بحث دولت اسلامی را مطرح کردند، ما امروز دردوره دولت اسلامی هستیم. وقتی در این دوره قرار داریم، یعنی اینکه گفتمان باید از سطح شعار به سمت عمل مبتنی بر این شعار برود. بنابراین سیاست‌ها، برنامه‌ها، مجریان، قانونگذاران اخلافش باید از این جنس باشد. رهبر معظم انقلاب تذکر می‌دهند که دیگر نباید به حرف بسنده کرد. جنس تذکراتی که مقام معظم رهبری در دوره هشتم مجلس به ما نمایندگان دادند بیشتر از همین جنس است.

 

داستان فتنه علاوه بر اینکه ماهیت گفتمانی دارد نشان می‌دهد که در عمل چه کسانی چه کردند. چون که باید دید جریان فتنه در میان چه کسانی رخ داد. این جریان در میان نیروهای به ظاهر انقلابی رخ داد.

 

برخی گمان می‌کنند در جریان فتنه دعوا برسر قدرت بود، در حالیکه حضرت آقا خواستند بفهمانند که دعوا بر سر قدرت نبوده است. همانطورکه دعوای علی (ع) و معاویه لعنت‌الله علیه بر سر قدرت نبود. بلکه تقابل حق در مقابل باطل بود. کسی که در عمل حاضر نیست از گفتمان انقلاب اسلامی تابعیت کند غافل است.همانطور که نباید کسی فکر کند که دعوای علی (ع) با معاویه و حسین (ع) با یزید لعنت‌الله بر سر قدرت است.

 

دعوت بر سر اهل اسلام و انقلاب اسلامی است، منتهی کسانی این تقابل را ایجاد کرده‌اند که خود اهل انقلاب هستند و یا بهتر بگوییم، بودند!

 

ملاک اینجا آن است که باید دید که نتیجه عملکرد آنها به نفع انقلاب است یا به نفع دشمنان؟ اگر نتیجه به نفع دشمنان بود، آنها خود ضد انقلاب هستند. مگر چقدر باید به عده‌ای هشدار بدهند و صحبت کنند که هوشیار شود و در زمین دشمن بازی نکنید؟ چقدر باید فرصت داد که آنها بفهمند؟

 

مهم ترین تهدید برای انقلاب هواپرستی است/ هر ضربه که می خوریم از درون کشور زده می شود

 

* با توجه به اتفاقات اخیر و بروز جریان هایی مانند فتنه و انحرافی و چند پارچه شدن جریان اصولگرایی شما مهمترین تهدید و آسیب از نظر داخلی و خارجی در این دوره از انقلاب چه می‌دانید؟

 

ریشه تمام معضلات و آفت‌ها هواپرستی است.این هواپرستی ممکن است فرد را در مقابل امامش قرار دهد و فرد فهم خود را از امامش بیشتر تصورکند. این هواپرستی دقیقاً در مقابل جهاد اکبر قراردارد که انسان را به بندگی شیطان می‌رساند و آن چیزی که زمینه‌ساز نفوذ دشمن است «تفرقه» است. ریشه تفرقه نیز همین هوا و هوس و هواپرستی است.

 

در نقطه مقابل تفرقه، وحدت قرار دارد. اما معنی وحدت، سکوت در مقابل اضمحلال انقلاب نیست. سکوتی خوب است که در جهت اتحاد باشد. اتحاد به خودی خود اصالت ندارد بلکه اگر در جهت حفظ انقلاب باشد قابل پذیرش است، ولی اگر به اسم وحدت بخواهیم در مقابل کج‌روی‌ها و اشتباهات سکوت کنیم درست نیست، بلکه باید فریاد کشید.

 

امروز به نظر خطر چندانی از بیرون ما را تهدید نمی‌کند، هر خطری که ما را تهدید می‌کند از درون است. از نفس‌های بیمار و هواپرستی ماست. البته تهدید خارجی همیشه بوده و هست. یک زمانی شیطان خارجی ایادی خود را به میدان می‌فرستاد و امروز خود آمریکا با ایادی اروپاییش به میدان آمده است. از طرف دیگر نیزقدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران بسیار بیشتر شده است. به عقیده من آنها جای نگرانی ندارد، اگر روزی قرارباشد ضربه‌ای بخوریم قطعا آن ضربه از درون است.

 

اصلاحات مرد / فتنه دوران جان دادن اصلاح طلبان بود

 

* در جریان حوادث بعد از انتخابات، جریان فتنه از دل جریان اصلاحات بیرون آمد و آتش فتنه ۸۸ را روشن کردند. آیا راه بازگشتی برای این طیف باید قائل بود؟ از طرفی می‌بینیم که درون اصلاحات صداهایی بلند می‌شود که برای نظام شرط‌گذاری می‌کند! ارزیابی شما از این مواضع چیست؟

 

سخت‌ترین دوره لحظه زندگی انسان جان دادن اوست. فتتنه دوره جان دادن جریان اصلاح‌طلبی در ایران بود. به عقیده من اصلاح‌طلبی در فتنه ۸۸ مرد! اینها با تمام وجود در جریان فتنه ۸۸ دست‌وپا زدند و تمام عقبه و توان داخلی و خارجی خود را به صحنه آوردند.

 

اینها سعی کردند که از مرگ خود جلوگیری کنند اما این جریان مرد. به این دلیل که این جریان حاضر نشد که در آزمون بزرگ فتنه ۸۸ صف خود را از دشمنان خارجی و داخلی این ملک و ملت جدا کنند. این که می‌گویم جریان اصلاح‌طلبی مرد منظورم ماهیت جریان اصلاحات است. حال ممکن است یکی دو نفر آدم چند صباحی فعالیت کنند، حتی نماینده بشوند ولی در نهایت این جریان به دست خود مردم از صحنه سیاسی کشورحذف خواهد شد.

 

جنس حرف های این جریان از جنس حرف های رضاربع پهلوی در آنسوی آبهای ایران است. حال مشاهده کنید هر چقدر حرف های ان مردک اثرگذار است حرفهای این جریان مرده نیز به همان اندازه اثر دارد.

 

باعث و بانی این وضعیت نیزخود این به اصطلاح اصلاح‌طلبان شدند. بنابراین معتقدم جریانی به نام اصلاح‌طلبی نداریم، حتی اگر در مجلس آینده چند نفری از اصلاح‌طلبان رأی بیاورند و تعدادشان از اصلاح‌طلبان مجلس فعلی بیشتر شود، باز هم معتقدم این جریان مرد.

 

برخی که آتش تهیه فتنه را تهیه می کردند امروز به فکر مرزبندی افتاده اند

 

* این عدم مرزبندی برخی از چهره‌های اصلاح‌طلب را در این اواخر چگونه می‌بینید؟

 

اگر امروز و در آستانه انتخابات مجلس نهم، اینها را نگویند پس چه بگویند؟ امروز کار به جایی رسیده است که حتی ساکنین فتنه و مردودین و مرددین هم با فتنه مرزبندی می‌کنند اینها در زمانی که باید حرف می‌زدند سکوت کردند و آتش تهیه و خوارک فتنه را مهیا کردند.

 

*اخیراً هم خبرهایی داشتیم مبنی براینکه گروههای معاند فتنه گرو متصل به جریان اصلاحات در برخی نقاط کشورهای همسایه با عوامل جاسوسی آمریکا دیدارها برداشتند.

 

لذا اینها قطعاً دو مطلب را پیگیری می‌کنند و دواستراتژی را در دستور کار دارند، یک ناکارآمد کردن انتخابات و دوم به تشنج کشیدن انتخابات.اینها می‌خواهند کارآمدی انتخابات را تبدیل به ضد خودش کنند و این همان کاری بود که در فتنه ۸۸ کردند. انتخاباتی پرشکوه با مشارکت ۸۵ درصدی را که نماد اقتدار و بالندگی نظام بود را تبدیل به چالش و ضد آن کردند. اینها قصد دارند همه فرصت‌های انقلاب اسلامی را تبدیل به تهدید کنند و از روشهای مختلف با تقسیم مأموریت اقدام می‌کنند.

 

اما معتقدم جریان اصلاح‌طلبان در جریان‌سازی اجتماعی مرده است. اتفاقی که امروز دارد رخ می‌دهد این است که خرده جریان های داخل کشور به نام اصولگرایی در حال یارگیری از میان اصلاح طلبان، برای انتخابات هستند. این جریان به نوعی حتی ممکن است به نام اصلاح‌طلبی به صحنه نیاید بلکه در قالب نام های و آرم‌های دیگر به وارد انتخابات شوند.

 

 

در انتخابات مجلس نهم نیز ماننده فتنه 88 عده ای از خواص ریزش می کنند

 

*نظرتان راجع به تحرکات کارگزاران و اتصال آنها به جریان اصلاح‌طلبی در انتخابات چیست؟

 

ببینید امروز ما برخی‌ها را می‌بینیم که چندین دوره‌ در مجلس حضور دارند، این‌ها توانسته‌اند با گروههای مختلف سیاسی همراه شده و کار کنند همین‌طور می‌بینیم افرادی در دولت‌های مختلف از اول تا به امروز حضوردارند و حتی ممکن است در دولت بعد هم باشند، این‌ها یک عده آدم یقه سفید و تکنوکرات‌هستند.

 

اینها توانستند در برهه‌های مختلف روابطی را با جریان حاکم بر قدرت برقرار کنند و امروز زمان اتصال آنها به مجلس نهم است. اینها همان کارگزاران هستند.

 

هرچند ممکن عده‌‌ای این طیف در مقاطعی حذف شوند ولی با یک چرخش و پوست‌اندازی دوباره بعد از مدتی دوباره در صحنه باز می‌گردند.اصلاً اعتراض ما به همین ماجراست. اینکه می‌گوییم باید به گفتمان توجه شود نه به افراد،برای همین است. اینجا همانجاست که می‌گوییم دوره جهاداکبر انقلاب اسلامی است.

 

* آیا به نظر شما اصولگرایان این دوره جهاداکبر را به سلامت می‌گذرانند؟

 

اینجا دیگر آدمها مطرح هستند نه جریانها،نمی‌توانیم بگوییم جریان رد ‌خواهد شد. آدم هایی می‌توانند و آدم هایی نمی‌توانند به سلامت عبور کنند.

 

*یعنی باید هاشمی را در طیف اصلاح طلبان تعریف کنیم؟

 

همانطور که تعدادی از شیعیان به لشکر امام حسین (ع) رفتند و عده‌ای دیگر از شیعیان به لشکر یزید رفتند. لذا به عقیده من در انتخابات بعد، بزرگانی از خواص مجدداً همچون فتنه ۸۸ ریزش خواهند کرد. همین کافی است!

 

برخی می خواهند امثال هاشمی رفسنجانی را برگردانند

 

* وقتی رهبر انقلاب هشدار می‌دهد که مراقب باشید انتخابات را به چالش امنیتی تبدیل نکنند، به نظر کسانی که قبلاً فتنه به پا کردند دیگر نمی‌توانند آن تحرک را داشته باشند و کسانی ممکن است فتنه جدیدی به پا کنند،تحلیل شما چیست؟

 

فتنه جدید را قدرت‌طلبان به ‌پا خواهند کرد.اصل فتنه از قدرت‌طلبی است تا این حسن قدرت‌طلبی در درون افراد باشد و به هر قیمتی حاضر باشد آن را به دست آوردند، فتنه‌ها شکل می‌گیرد و هرچه این جریان به دایره نظام نزدیک‌تر باشد ریزش عمیق‌تری در پی خواهد داشت.

 

به نظر من شاید موضوع دیگر خود هاشمی نباشد،زیرا همه او را شناخته‌اند، موضوع کسانی هستند که می‌خواهند امثال هاشمی را برگردانند و یا جایگاه او را همچنان حفظ کنند.

 

امروز موضوع دیگر مساله اصلاح‌طلب و اصولگرا بودن هاشمی نیست و جریانهای جدیدی در حال شکل‌گیری است. بعد از فتنه ۸۸ آرایش‌های جدیدی شکل گرفته است ولی هنوز گفتمان‌های خود را شفاف نکرده‌اند.

 

اینها همه می‌خواهند به قدرت دست پیدا کنندو هنوز در این فاز هستند. روند حرکت همیشه اینگونه بود که یک طیف برای کسب قدرت مجبور بودکه گفتمان‌سازی کند و ایدئولوژی ایجاد می‌کرد. اول انحراف در کسب قدرت ایجاد شد و بعد انحراف اخلاقی و بعد انحراف ایدئولوژیک ایجاد شد و برای اینکه بتواند خود را در قدرت حفظ کند ناچار بود یک نظریه درست کند. جریان‌های انحرافی از اینها مشکل می‌گیرد.

 

من معتقد نیستم که یک جریان انحرافی وجود دارد بلکه جریان انحرافی مختلفی را می‌بینیم که در راه هستند، زیرا منشأ همه آنها رسیدن به قدرت است. برای همین این روند را طراحی و مرحله به مرحله اجرا می‌کنند.

 

این جریانها با نزدیکی به کانون‌های ثروت وقدرت و با ضرب و زور رسانه به دنبال تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند به همین دلیل این خطرات رامی‌بینیم که به دنبال ایجاد شبکه رسانه‌ای برای خود هستند تا با ایجاد شبکه، جامعه را در اختیار بگیرند.

 

برای همین میبینیم که این افراد به دنبال در اختیار گرفتن سرپل ها هستند و به سمت هیات ها و روحانیون می روند، تا به وسیله آنها سمپات سازی کرده و جامعه را بگیرند.

 

جریان ها برای تسویه حساب همدیگر را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می کنند!

 

* شما گفتید چند جریان انحرافی به اینکه شاهد هستیم طیف‌هایی با پرداختن به جریان انحرافی، جریان‌ فتنه ۸۸ را به فراموشی سپردند را باعث شدند اصلاح‌طلبان مجدداً توانستند خود را مطرح کنند؟

 

اینکه انحراف وجود دارد یا خیر؟ بله جواب این است که انحراف وجود دارد و نکته دیگری هم اینکه طیف‌هایی از وجود جریان انحرافی استفاده ابزاری می‌کنند یا نه؟ که البته این موضوع جدیدی نیست.

 

در طول انقلاب همیشه کسانی که می‌خواستند یارگیری کنند به دنبال دوقطبی فضا بودند تا با ندیده شدن تفاوت‌ها بتوانند اوضاع را هدایت کنند، هدف این است. زمانی خط ۱ و ۳ را راه‌ انداختند، زمانی مسئله راست و چپ را مطرح کردند و بعداً اصولگرا واصلاح‌طلب را مطرح کردند. زمانی که اعتراض می‌کردیم که چرا را این بزرگ اصولگرا دارای خانه‌های بزرگ و اموال و چنین و چنان است، عده‌ای در مقام پاسخ می‌گفتند؛ " آقا دشمن در راه است، اصلاح‌طلبان در راهند، اگر بخواهید این سؤالها را بکنید وحدت‌شکنی می‌شوید و ضد انقلاب روی کار می‌آید."

 

لذا همه به یاد داریم که کودتای ۲۸ مرداد باشعار سرکوب کردن کمونیسیم سرکار آمد. می‌گفتند برای اینکه کمونیست‌ها سرکار نیاید این کارها لازم است. لذا این استفاده ابزاری برای خارج کردن رقیب از میدان است.

 

البته یک عده هستند که می‌خواهند هشداردهند که ای مردم آگاه باشید این انحراف‌ها دیده می‌شود و تا اینجا درست است که باید گفته و تبیین شود و اما عده‌ای دیگر هستند و از این اهرم می‌خواهند استفاده کنند و رقیب را از میدان به در کنند.

 

به نوعی هر کس با هرکس و هر جریان با جریان دیگر تسویه حساب دارد، دیگری را متهم به ارتباط با جریان انحرافی می‌کند! ضمن اینکه خطر را در آن طرف نباید دست کم گرفت. زیرا تاریخ نشان می‌دهد که جریان نفوذی تمدن‌ها را از هم پاشانده است، پس باید مراقب جریان نفوذی باشیم.

 

برخی اطرافیان دولت برای انقلاب هزینه تراشی می کنند

 

تعریف شما از جریان انحرافی چیست؟

 

هر چیزی که در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی قرار بگیرد و در کنار آن دکان جدیدی باز کند و بخواهد توجه را به سمت دیگری جلب کند و ما را از اصول غافل کند، جریان انحرافی نام می‌گیرد. اصول ما اصل اسلام، انقلاب وولایت فقیه، استکبارستیزی و صهیونیزم ستیزی است.

 

به عنوان مثال کسی که می‌گوید به جای مبارزه با رژیم صهونیستی باید با برادران اهل سنت مبارزه کرد این یک جریان انحرافی است.

 

* مصداق و ملاک تشخیص انحراف چیست؟

 

ملاک امام امت است. در نظام ولایت فقیه جایگاه امام، جایگاهی الهی است، حکم امام نیز حکم خداست لذا اگر کسی توجهات را از احکام الهی معطوف به چیز‌دیگرکند، جریان انحرافی نام می‌گیرد. این جریان و در هر کس و هر جریانی می‌خواهد باشد،در هر لباسی و مقامی می‌خواهد باشد، ولو اینکه مرجع تقلید باشد.

 

* آیا افرادی که امروز در کنار دولت قراردارند، مصداق این جریان انحرافی محسوب می‌شوید؟

 

چون افکار مؤمنین و مسلمین و انرژی نظام جمهوری اسلامی معطوف به چیز دیگری کرده و در مسیر انقلاب هزینه‌تراشی می کند، بله. اینکه به جای حرکت در مسیر پرشتاب رشد و الهام‌بخشی، استکبارستیزی و عدالت‌طلبی باشیم مرتباً به خودمان بپردازیم، این انحراف است. البته ما باید تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسیم، ولی دعوای بی نتیجه نباید به راه بیندازیم.

 

جریان انحرافی درون دولت است نه در کنار آن

 

* پس این جریان را در کنار دولت به رسمیت می‌شناسید؟

 

نه، این در کنار دولت نیست بلکه در درون دولت است، چرا تعارف می کنید! کما اینکه جریان انحرافی فقط در دولت نیست، بلکه در جاهای دیگر نظیر مجلس نیز این جریان وجود دارد.

 

هیچ‌کس حق ندارد در برابر امام جامعه عرض اندام کند، زیرا، امام جامعه دارای جایگاه الهی است. در جامعه اسلامی هیچ‌کس در برابر ولی و امام نباید دیده شود. رابطه در جامعه اسلامی رابطه امام و امت است.

 

 

* شما چندبار با آقای احمدی‌نژاد دیدار داشتید، استراتژی و مبانی فکری ایشان را چگونه می‌دانید؟ آیا این استراتژی فکری وی ارتباطی با جریان انحرافی درون دولت دارد؟

 

صحبت‌های من با آقای دکتر احمدی‌نژاد، درحوزه کاری و مشکلات حوزه نمایندگی بوده است. بنابراین قضاوت من براساس صحبت‌های مستقیم با او نیست بلکه تحلیل من نسبت به ایشان با توجه به سخنرانی‌ها و حرفهایی است که از او شنیده‌ام.از ابتدای انقلاب دیده ایم که وقتی فردی خودش خوب است و اطرافیانش بد هستند گاهی فرزندانش را دم تیغ می گذارد. حال سوال این است که احمدی نژاد چرا اطرافیانش را دور نمی اندازد؟ باید این نکته را توجه کرد که شما حرف انقلاب را بزنید و در عمل به آن پایبند باشید.

 

 

تحلیل قاضی زاده از خانه نشینی احمدی نژاد

 

* ارزیابی شما از قهر ۱۱ روزه آقای احمدی‌نژاد چیست؟ نقش جریان انحرافی را در آن چگونه می‌بینید؟ این در حالی است که آقای احمدی‌نژاد همواره تأکید دارند که فردی ولایتمدار هستند.

 

من در درون آقای احمدی‌نژاد نیستم ولی حرف های انقلابی و دینی بسیاری از وی شنیده ام. البته فکرخوانی خوبی ندارم لذا من تحلیل می‌کنم بالاخره این عمل از آقای احمدی‌نژاد سرزده است شایعه نیست و اتفاق افتاده است.

 

این ممکن است به هر دلیل رخ داده باشد. ممکن است خسته شده باشد، شاید می‌خواست حرفش شنیده شود، شاید می‌خواسته پیام برساند، شاید سناریو بود، شاید نیاز به استراحت داشته است. شاید می‌خواست حوادث را بازبینی کند. دلایل می‌تواند مختلف باشد. در کل این عمل اصلاً مورد قبول نیست و در مسیر ولایت‌مداری نبوده است.

 

احمدی نژاد به اردوگاه دشمن نرفته است

 

* آیا شما راه بازگشتی برای آقای احمدی‌نژاد متصور هستید؟

 

راه بازگشت به روی هیچ کس بسته نیست، البته ما نمی‌گوییم که آقای احمدی‌نژاد به اردوگاه دشمن رفته است، آقای احمدی‌نژاد به دلیل عملکرد‌های خوبش و به دلیل مبارزه علیه صهیونیزم جهانی، مورد غضب همیشگی دشمن است.

 

جریان شیطان هیچ‌گاه احمدی‌نژاد را نخواهد بخشید و دشمنی آنها با وی سرجای خودش هست. نباید طوری حرف بزنیم که کسی گمان کند که احمدی نژاد به اردوگاه دشمن رفته است. احمدی‌نژاد در میان ملت ایران است. احمدی‌نژاد روزی نان دل و صداقتش را می‌خورد و امروز اگر می‌خواهد برگردد باید مجدداً نان دل و صداقتش را بخورد.

 

ما صحبت‌های احمدی‌نژاد درباره ولایت‌پذیری‌ را قبول می‌کنیم منتهی این سخن ها باید در دلش هم صاف شده باشد. اگر صاف شد از آنجا که خداوند همه چیز را می بیند، قلوب مؤمنین که در دستان خداوند است،‌مجدداً به سمت او برمی گردد. همه ما و شما قبلاً احمدی‌نژاد را طور دیگری دوست داشتیم ولی امروز شاید ‌آنطور نیست، برای اینکه دل بچه مسلمانها در دستان خداست. این رابطه با ولایت میان او و خدا باید حل شود.

 

*نقش جریان انحرافی را در جدا شدن برخی عناصر مومن از دولت چه می دانید؟

 

هر کسی آدم هایی از جنس خودش را دور خود جمع می کند. در دولت نهم احمدی نژاد یکجور بود، پس آدم های دور او نیز آنطور شدند. در دولت دهم نیز جنس او فرق کرد و آدم های نیز تغییر کرد؛ نوع آدم هایی که در کنار دولت هستند نشان دهنده درون آن خواهند بود. اگر خوب هستند پس خوب است و اگر بد که بد هستند. من پیش بینی نمی کنم.

 

حرف های احمدی نژاد حرف خودش است/ افرادی صد برابر بدتر از مشایی کنار خاتمی و هاشمی بودند

 

* قدرت این جریان انحرافی را چه میزان می‌دانید؛تأثیر آن را بر روی آرای آقای احمدی‌نژاد چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مثلاً مطرح کردن مواردی مانند بیداری انسانی مکتب ایران و.... را چگونه تحلیل می‌کنید.

 

ببینید من معتقدم این تأثیر جریانی نیست یعنی جریانی وجود ندارد که به این معنا زمینه‌سازی کند و اثرگذاری کند. نه اینکه جریان انحراف وجود ندارد ولی اینگونه که اثرگذار باشد را نمی‌پذیریم. آقای احمدی‌نژاد مجموعه مشاورینی دارد که مرتباً با آنها در حال گفت‌وگو است و مرتباً کلماتی را از هر کدام می‌شوند. لذا کسی که انتخاب می‌کند و آن را بیان می‌کند خود آقای احمدی‌نژاد است. کسی که انتخابات می‌کند خودش است.

 

آقای دکتر احمدی‌نژاد شخصیت فهیم و باهوشی است. لذا تحت القا کسی قرار نمی‌گیرد، هرچه بیان می‌کند باور و فکر خودش است. خودش هم اصرار دارد که بگویدکه تفکرات برای خودش است. بنابراین پس چرا باید با اصرار بگوییم که سخنان فرد دیگری است؟

 

.««« دیگران که ضرر های بزرگتری به ما زدند. خدماتی که احمدی نژاد به ما کرد در طول دوران انقلاب بی نظیر است. ما از خاتمی چنین انتظاری نداشتیم، وگرنه چندین نفر بدتر از مشایی اطراف او بودند.»»»»

 

ببینید نکته‌ای را اینجا تأکید کنم احمدی نژاد چوب دین های بزرگی که به گردنش هست را می خورد.قبل از آقای احمدی‌نژاد کسانی بودند و هستند که کارهای بسیاری بدتری از احمدی‌نژاد مرتکب شوند، خدمات مختلفی که احمدی‌نژاد از اول انقلاب تا امروز کرده بی‌نظیر است.

 

حال چرا برخی اشتباهات احمدی‌نژاد به ما برمی‌خورد و ما را ناراحت می‌کند. زیرا احمدی‌نژادمورد آرزوی تمام آرمان‌های ما بود ما هیچ‌گاه از امثال خاتمی و هاشمی این انتظارات را نداشتیم. صدها همچون مشایی و بدتر از او در اطرافشان بود اینکه ما قلب ما از احمدی‌نژاد می‌گیرد برای دین سنگینی است که به گردن احمدی‌نژاد قرار دارد. احمدی‌نژاد با نذر مادران شهدا و مظلومین مستضعفین بر سر کار آمده است.

 

به احمدی نژاد گفتم نیروی کارآمد نداری/ هنر احمدی نژاد جهانی کردن آرمان های انقلاب بود

 

* ما شاهد هستیم بعد از ۶ سال از دولت نهم ودهم، برخی آرمان‌ها لطمه می‌بینید، برخی آرمانها اوج می‌گیرد و برخی دیگر مسکوت می‌ماند،در بحث سیاست خارجی خوب عمل شد! در رسیدگی به طبقات مردم خوب عمل شد، اما بحث اختلاس هم مشاهده شد. بعد از این همه سال چه مقدار شعارهای آقای احمدی‌نژاد را تحقق یافته می‌بینید؟

 

زمانیکه آقای احمدی‌نژاد برای انتخابات سال ۸۴ آماده می‌شد من در مشهد صحبتی را با وی داشتم. گفتم من دو نگرانی برای شعارهای شما دارم اول اینکه بدنه جامعه هنوز برای شعارهای شما آماده نیست. دولت‌های قبل افراد را با توجه به نگاه خود بار آورده‌اند، دوم اینکه نیروی کار تربیت شده برای اداره صحیح امور در اختیارندارید. البته ایشان گفتند که ما به اندازه ستاره‌های آسمان جوانان متدین داریم که می‌توانند مسئولیت‌ها را به دوش بکشند.

 

دولت احمدی‌نژاد در به ویژه دوره نهم توانست در حوزه اجرا مسیر انقلاب را به ریل خودش برگرداند و آرمانهای الهی امام را عمومی کرده و حتی جهانی کند. یعنی مطالبات انقلاب اسلامی را جهانی کرد، که قطعاً جهانی‌سازی انقلاباسلامی از هنرهای آقای احمدی‌نژاد بود. اما به دلیل همین دو دلیل که گفتم، به علاوه صرف انرژی در برخی امور غلط، نتوانست شعارها را تا حد مطلوب محقق کند. در حوزه اقتصاد و سیاست حرکات خوبی شد ولی در حوزه فرهنگ آسیب‌هایی داشتیم.

 

ساکت کردن دیگران با لفظ "شعبان بی مخ" خودش "شعبان بی مخی" است

 

* اخیراً یک نماینده تعبیری خاص و شاید زشت را درباره نمایندگان مجلس به کار برد...

 

به نظر من این یک نوع شانتاژ کردن برای بستن دهان ها است در مجلس هر کس تربیونی دارد و می‌تواند طبق قانون اساسی نظرات خود را آزادانه بیان کند. به کار بردن این تعابیر و مشابه آن برای خفه کردن صدای مخالف است و خود این روش برعکس گفته آن آقا روش شعبان بی‌معنی است. از هر طرف و از هر شخص می‌خواهد باشد. می‌خواهد مطهری بگوید یا رسایی یا کواکبیان یا قاضی‌زاده.

 

این کار به معنای ساکت کردن افراد است، تا فضا را طوری کنند که افراد را هو شوند، آقای مطهری می‌تواند حرفش را بزند، البته عربده‌کشی کار غلطی است و می‌تواند منطقی حرفهایش را بزند و کسی هم جلویش را نگرفته است.

 

* به عنوان آخرین سؤال، نظر شما درباره اقدام اخیر مجلس در کاهش روابط با انگلیس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ حرکت دانشجویان را نیز چطور می بینید؟

 

کاهش رابطه خوب ولی دیر بود. حرکت دانشجویان نیز هرچند غیرقانونی بود ولی دلم را خنک کرد! نمی‌شود از رفتار غیرقانونی دفاع کرد. هرچند کارنامه انگلیسی در مقابل ملت ایران، طوری است که نفرت ملت ایران را در پی داشته است.

 

به نظرم انگلیس به مراتب خطرناک تر از آمریکایی هاست. همین الان هم وقتی جریان ها را نگاه می کنید پشت صحنه صهیونیست ها دست انگلیسی ها را می بینید. حالا که بیرونشان کردیم باید مراقب دیپلماسی زیگزاگی خود باشیم که آنها برنگردند.

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

مایندگان باید هم دغدغه تدوین قوانین بر اساس اسلام داشته باشند، دفاع از قوانین بر اساس اسلام داشته باشند، دفاع از ارزش ها و اصول اسلام را داشته باشند، از این طرف دفاع از جمهوریت هم باید داشته باشند. اما دفاع از جمهوریت و خواست و مطالبات مردم هم باز صبغه اسلامی دارد. یعنی مجلس قرار نیست همه خواست و مطالبات مردم را تبدیل به قوانین کند. اول مطالبه مردم را باید جهت اسلامی بدهد و بعد باید پاسخ اسلامی برایش بر اساس قانون تبیین کند. در یک کلمه مجلس باید اسلامی باشد. یعنی باید کسانی به مجلس بروند که درد دین داشته باشند نه فقط درد مردم. یک عده ای گفتند ما درد مردم را داریم و مردم را بی دین کردند و به نفع مردم هم کار نکردند. کسانی بروند در مجلس که اول درد دین داشته باشند و دوم درد مردم داشته باشند و درد مردم را هم با داروی دین دوا کنند نه با داروی لیبرال دموکراسی غرب. نه با داروی سوسیالیسم شرق. نه با داروی سلیقه های شخصی. نه با داروی سلیقه های عرفی. من احساس می کنم آن چه که هنوز به صورت ایده

از آنجا که شما به عنوان یک چهره شاخص فرهنگی و انقلابی هستید، نظرتان در رابطه با جایگاه فعلی مجلس و نماینده آرمانی جیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین. من احساس می کنم که انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی اگر باور کنیم به عنوان یک نقطه عطف است در خیزش و حرکت اسلامی در طول تاریخ تشیع و تاریخ اسلام و به تعبیر خیلی از بزرگان یک غدیردیگری است. در مسیر تاریخ اسلام چیزی جز تبیین اسلام، تبلیغ اسلام، اجرای دقیق اسلام، تمدن سازی اسلامی چیز دیگری مد نظر ندارد.طبیعتا مجلس به عنوان پایگاه قانون گذاری و به تعبیر امام که در راس امور است به عنوان حافظ هم جمهوریت نطام است هم اسلامیت نظام که در بخش اسلامیت یک شورای نگهبان هم قانون اساسی قرار داده بالای سر مجلس که ضمن این که این ها باید هم دغدغه تدوین قوانین بر اساس اسلام داشته باشند، دفاع از قوانین بر اساس اسلام داشته باشند، دفاع از ارزش ها و اصول اسلام را داشته باشند، از این طرف دفاع از جمهوریت هم باید داشته باشند. اما دفاع از جمهوریت و خواست و مطالبات مردم هم باز صبغه اسلامی دارد. یعنی مجلس قرار نیست همه خواست و مطالبات مردم را تبدیل به قوانین کند. اول مطالبه مردم را باید جهت اسلامی بدهد و بعد باید پاسخ اسلامی برایش بر اساس قانون تبیین کند. در یک کلمه مجلس باید اسلامی باشد. یعنی باید کسانی به مجلس بروند که درد دین داشته باشند نه فقط درد مردم. یک عده ای گفتند ما درد مردم را داریم و مردم را بی دین کردند و به نفع مردم هم کار نکردند. کسانی بروند در مجلس که اول درد دین داشته باشند و دوم درد مردم داشته باشند و درد مردم را هم با داروی دین دوا کنند نه با داروی لیبرال دموکراسی غرب. نه با داروی سوسیالیسم شرق. نه با داروی سلیقه های شخصی. نه با داروی سلیقه های عرفی. من احساس می کنم آن چه که هنوز به صورت ایده آل و آرمانی محقق نشده چنین مجلسی است. ما هشت مجلس را پشت سر گذاشتیم. منتظر مجلس نهم هستیم و امیدواریم مردم به این باور برسند که هر کس درد دین دارد و درد ولایت دارد و درد اصول و ارزش ها را دارد درد تکلیف دارد درد کمک به مردم بر اساس دین دارد، درد تبلیغ دین در دنیا را دارد، درد اجرای دین در تمدن بزرگ اسلام را دارد و در یک کلمه درد بستر سازی ظهور امام زمان (عج) دارد، او باید به مجلس برود.

اولویت و اهمیت مجلس نهم در شرایط بعد از فتنه را چگونه ارزیابی می کنید؟

از سه جهت برای مجلس اولویت قائلیم. اول این که مجلس به تعبیر امام راحل (ره) و به تعبیر قانون اساسی و به تعبیر ولی زمان حضرت امام خامنه ای جایگاه ویژه ای را دارد. به خاطر پاسخ سوال اول که امام فرمودند مجلس در راس امور است و مدافع اسلامیت و جمهوریت نظام است. جهت دوم این است که سی و سه سال از عمر پربرکت جمهوری اسلامی گذشته است. ما یک شعارها و آرمان هایی را مطرح کردیم که هنوز به آن ها نرسیده ایم. دست اندازهایی در این 33 سال اتفاق افتاده که اعم از اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... است که این دست اندازها برای مردم مشکل جدی ایجاد کرده است. یک بسترهایی درست کرده ایم برای پیشرفت انقلاب خصوصا در دهه چهارم که حضرت آقا آن را دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری فرمودند که این بسترها و زیرساخت ها آماده شده و بقیه امورش نیازمند قانونگذاری است. پس اهمیت اصلی از آن مجلس است. اما از نگاه دوم حساسیت مجلس از آ ن است که هنوز به آرمان هایمان نرسیده ایم و در صورتی است که تلاش های بسیاری صورت گرفته است. دوم این که چالش های جدی داریم که عمده ترین چالش ما غیر از چالش های طبیعی هر نظام نوپا و غیر از چالش هایی که دشمنان برای نظام ما ایجاد می کنند، غیر از چالش هایی که براساس روند کارها و پیشرفت کارها به وجود می آید که این ها را مفروق عنه می گیریم، دو چالش جدی برای ما وجود دارد که عبارت است از سقوط بعضی از خواص. من اسمش را می گذارم سقو ط که در سال 88 به خاطر دنیاپرستی فتنه کردند و کسانی که در آستانه سال 90 به خاطر خودپرستی انحراف ایجاد کردند. این دو چالش جدی در خواص هم هست. این دو مساله باعث می شودکه اهمیت مجلس نهم را بسیار بالا ببرد. مجلس نهم از این جهت اهمیتش بالا میرود که اولا کسانی که در آن وارد می شوند وابستگان به فتنه و انحراف نباشند ثانیا ساکتین در برابر فتنه و انحراف نباشند و بی طرف و بی موضع نباشند. ثالثا مدافع انقلاب و ارزش ها در برابر فتنه و انحراف باشند. رابعا قطعا در این مبارزه و انحراف و عدم سکوتشان ولایت محور باشند نه سلیقه محور. اصول محور باشند نه اینکه در این مبارزه در برابر فتنه و انحراف هم دنبال تامین مسائل شخصی خودشان باشند. دنبال تامین اهداف انقلاب و تثبیت اصول باشند. تکلیف محوری، ولایت محوری، دین محوری، بصیرت محوری، دشمن شناسی، استقامت و پایداری بر اصول تا آخرین لحظه این ها باعث اهمیت مجلس شده است. این دو چالش را بر سر راه داریم. یک سری چالش های طبیعی هم داریم. آرمان های انقلاب هم هنوز به تحقق نرسیده است. چالش های طبیعی موجود در روند انقلاب و چالش هایی که برای پیشرفت ما لازم داریم و بسترهایی که برای پیشرفت ما لازم داریم این ها طبیعتا باعث می شود که مسائل مجلس نهم برای ما بسیار پراهمیت باشد. امروز مجلس نهم نه تنها با مطالبات ایران اسلامی مواجه است که با مطالبات نهضت بیداری اسلامی مواجه است. اولین مجلسی است که می خواهد بیاید و در برابر مطالبات نهضت بیداری اسلامی که بخشی از تمدن بزرگ اسلامی که خاستگاهش جمهوری اسلامی ایران است تدبیر امور کند. باید راجع به آن ها هم در بخش سیاست خارجی، کمیسیون خارجی، تعاملات خارجی و روابط بین المجالس هم دغدغه ولایی داشته باشد. ما در قطب بندی دنیا دنبال قدرت ها نیستیم. دنبال شکل گیری تمدن بزرگ اسلامی هستیم بریا بستر سازی ظهورمنجی عالم بشریت ( عج).

با توجه به این که جناب عالی به عنوان دبیر کل جبهه پایداری خراسان رضوی هستید، فلسفه شکل گیری این جبهه را چگونه تفسیر می کنید؟ با توجه به حضور حضرت آیت الله مصباح که از محورهای اصلی این جبهه هستند نقش ایشان را چگونه ارزیابی می کنید؟

این سوال ویژه ای است که خیلی ها منتظر بودند تا از لسان حقیر یا دیگر بزرگواران بشنوند. مردم عزیز ما خیلی بصیرتر از این معنا هستند که بخواهند با شایعات و نقل خبرها اذهانشان مشوش شود. مردم هم حضرت آیت الله مصباح را می شناسند و هم جناب آقای آقاتهرانی را می شناسندو هم سایر روحانیونی که در جبهه پایداری هستند را می شناسندکه الحمد لله روحانیون در جایگاه تصمیم گیری عمده جبهه پایداری هستند . حقیر را هم مردم مشهد می شناسند که از اول انقلاب عضو هیچ حزب و گروهی نبودم و یک حزب را بیشتر نمی شناختم و آن هم حزب ولایت. آن هم یک شاخص بیش تر نداشته و آن هم ولایت و امامت بوده است. پس فکر

می کنم مردم باید بدانند که جبهه پایداری حزب نیست. اما جبهه پایداری بیش از همه آمده است اولا به خواص و ثانبا عموم مردم تذکراتی بدهد. به ژست ما نمی خورد که ما حزب داشته باشیم.آیت الله مصباح که حزب نداشتند. ایشان معلم اخلاقند. یک موعظه دهنده اند. اما موعظه دهنده فقط در حوزه اخلاق فردی نیستند کسی هستند که در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی موعظه های دین را بیان می کنند. جبهه پایداری مظهر یک تذکر است. مظهر یک موعظه است که فریاد می زند که ای خواص انقلاب اصول اولیه انقلاب یادتان نرود. ما براساس تکیه بر خدا انقلاب کردیم. امام روزی که انقلاب را آغاز کرد مثل جد بزرگوارش رسول الله (ص) که در یک مسجد کوچک با حصیر لیف خرما و دیوار خشتی انقلابش را آغاز نمود کسی باور نمی کرد که هم اکنون 3 میلیارد از جمعیت کره زمین پیرو آن وجود نازنین باشند که تا اسم آن نازنین برده می شود همه قدرت ها و مستکبران دنیا خوابشان پریشان شود. ما آمده ایم فقط تذکر بدهیم آقایان مسئولین، احزاب، مردم، خواص، گروه ها حواستان باشد بازی های سیاسی شما را از تکیه برخدا باز ندارد و" من یتوکل علی الله فهو حسبه". خدا به پیغمبرش فرمود "حسبک الله و من اتبعک من المومنین". ای پیامبر خدا و مومنین پیرو تو برای تو کافی است. تو نیاز به دیگری نداری . در زمان جنگ خدا بود و خدا بود و خدا بود. الان گاهی منتظرند ببینند که در 1+5 آیا چین و روسیه از ما حمایت می کنند یا نه. ما با دنیا جنگ نداریم و هر کس حمایت کند ممنون او هستیم ولی ما به دنبال حمایت کسی جز خدا نباید باشیم. جبهه پایداری آمده است بگوید همه کسانی که می خواهند در مجلس نهم و در انتخابات ریاست جمهوری آینده و در روند انقلاب اگر متکی بر خدا باشند همه یقین بدانند که خداوند فرموده "و کان حقا علینا نصر المومنین". خدا نصرتشان می کند. یقین بدانند" الا ان حزب الله هم الغالبون". "جند الله هم المفلحون"." اولیاء الله و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون". ما فقط با خدای خودمان عهد بسته ایم با اولیا خدا و با ولایت عهد بسته ایم این اصل مهم و اولیه ماست. و جبهه پایداری این را تذکر می دهد و این مساله مبنای اصلی انقلاب ماست، این سیاسی بازی و حزب بازی نیست. ما آمده ایم بگوییم دنبال خدا هستیم دنبال دین بوده و هستیم. انقلاب ما اصلا برای دین بود اما بزرگوار ما ندایی جز دین بر لبان مبارکش جاری نشد و رهبر معظم انقلاب هم چیزی جز دین نمی خواهد. ما به دنبال ولایت هستیم و البته دین را از زبان نورانی ولایت می شنویم نه از هر بلندگوی دیگری. جبهه پایداری دنبال تشخیص تکلیف بر اساس راهنمایی ولایت است. دنبال نگاه و جهان بینی دینی بر اسا س نگاه ولایتیم این را می گویند بصیرت. ما دنبال دوست شناسی و دشمن شناسی با راهنمایی ولایتیم. هر کس که با ولایت فاصله بگیرد برای ما فتنه و انحراف است چه بخاطر دنیا چه بخاطر خود پرستی و چه بخاطر کج فهمی. چه بخاطر تنبلی و عافیت طلبی. ما دنبال این هستیم که مردم را دعوت کنیم بر اساس این اصل اساسی انقلاب که میفرماید " ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون". اگر این حزب است ما حزب اللهیم اگراین لشکر است جند اللهیم اگر این ولایت است ما اولیا اللهیم ان شاءالله. ما نیامدیم جای هیچ حزب و گروهی را تنگ کنیم ما فقط آمده ایم به تمام براداران و خواهران انقلابی این مملکت به تمام احزاب و تشکل های این مملکت تذکر بدهیم که اگر از اصول انقلاب فاصله گرفتیم فتنه ها سر راه ما سبز خواهند شد. انحراف ها سر راه ما سبز خواهند شد و دوباره خوارج و نهروان و صفین و جمل وحزب قاعدین صف کشی خواهند کرد. ما آمده ایم تذکر بدهیم و محور تذکر ما هم ولایت مداری است و لا غیر. دین مداری و ولایت مداری و بصیرت ما هم از همین کانال ولایت است دیانت ما و تکلیف ما و دشمن شناسی ما هم کانالش ولایت است. ما آمده ایم به همه بگوییم که این اصول اولیه انقلاب باید شناخته شود و این ها مراقبت شود و عمل شود و بر آن پایداری بشود و استقامت شود. اگر این حرف بد است بگویند ما دهانمان را ببندیم و الا مردم ما را می شناسند و تمام کسانی که در جبهه پایداری هستند عده ای از روحانیت بزرگوار و علمای محترم اند که همه ایشان را می شناسند. ما نه امروز که از گذشته هم از هر تریبون و هر رسانه ای و هر مسجد ومجلس و روضه ای حرف دین را زدیم و این هایی که گفتیم غیر از دین نبوده است و امیدواریم که مردم عزیز خراسان هم که اظهار لطف و محبت به معارف اسلامی و مکتب نورانی اسلام دارند، این نکته را از ما بشنوند که جبهه پایداری" نعوذ بالله" با هیچ حزب و گروهی رقابت نخواهد کرد. بدانند ما فریادمان مبارزه با انحراف و فتنه در مقابل رهبری ولایت است. یعنی ولایت به ما می گوید فتنه کجا هست و چیست و انحراف کجاست و چیست.ما بر اساس رهنمودهای ولایت بصیرت می یابیم تکلیفمان را انجام می دهیم و بر آن تکلیف هم انشالله پایداری خواهیم کرد به حول و قوه الهی.

با توجه به ویژگی های اصول گرایی، ویژگی های اصول گرایی ولایی چیست؟ و چرا این گونه تلقی می شود که جبهه پایداری با برخی از اصول گرایان همراهی ندارد؟

تلقی های خامی از جبهه پایداری که احتمالا می شود بعضی از دوستان یا ما و جبهه پایداری را نمی شناسند و آشنا نیستند و یا کمی به بعضی از شایعات و القائات شیطانی توجه می کنند. امروز نه تنها در ایران اسلامی بلکه در دنیا برخی از الفاظ مانند آزادی و حقوق بشر مصادره شده است. در ایران هم بعضی از الفاظ را بعضی ها مصادره کرده اند. کلمه زیبای اصلاحات توسط یک گروه مصادره شد، کلمه زیبای اصول گرایی توسط عزیزان دیگری مصادره شد، کلمه زیبای عدالت هم توسط بعضی دیگر مصادره شد. مامی خواهیم بگوییم این شعارهای زیبا متعلق به اسلام است متعلق به احزاب نیست. اصول را اسلام معنا کرده است. هزاران بار هم من فریاد اصول گرایی بزنم ولی پشت پرده باندبازی بکنم با کانون های قدرت زد و بند بکنم این اصولگرایی نیست. ملاحظه کاری و عافیت طلبی داشته باشم این اصولگرایی نیست. حالا. الان مد شده است که هم می خواهند بر خلاف فتنه و انحراف سخن بگویند اما با سلایق شخصی خودشان. ما بر اساس ولایت مداری می گوییم. بیاییم وحدت محور باشیم اما نه بر اساس سلیقه خودمان. امروز هم می گویند وحدت ولی وحدت ملاکش سلایق شخصی نیست.محور وحدت ولایت است.همه می گویند وحدت. معنی وحدت را هم میگویند بیاببد با هم نزدیک باشیم که وحدت باشد و اگر ما نباشیم وحدت نیست. این که معنی وحدت نیست این خودخواهی است

بر اساس ولایت. فریاد اصلاح طلبی می زنیم بر اساس اصلاحاتی که دین گفته و خدا می گوید. بالاترین اصلاحات را آقا فرمودند با شعارهایی که در هر سال می گویند. مسیر اصلاحات را برای پیشرفت و عدالت که نه تنها در ایران بلکه برای تمدن اسلامی باز می کنند. می گوییم اصولگرایی بر اساس ولایت.ما می گوییم فتنه ستیزی و انحراف ستیزی بر اساس ولایت. ما می گوییم تکلیف محوری بر اساس ولایت

.استقامت بر اساس ولایت.

شرایط جبهه پایداری را خراسان و مشهد مقدس را تشریح بفرمایید.

البته ما عددی نیستیم که بگوییم ما جایمان کجاست در مشهد هرجا كه نشر و نمو پرتو اسلام باشد چون خود را نوكر اسلام و انقلاب و ولايت مي دانيم همه آنها را از خودمان مي دانيم در اين قصه چون بناي ما بر تذكر است و همانطور كه حساسيت آنرا در نصيحت هاي حضرت آقا كه از روز عيد فطر شروع شده لذا احساس مي كنم همه نخبگان بصير و همه نخبگان ولايي و همه آنان كه درد دين دارند و اگر درد مردم هم دارند بر اساس دين دارند و مي خواهند مطالبات مردم را با دين دنبال كنند و هر كسي كه مي داند و احساس مي كند مي تواند در اين سنگر مدافع باشد بايد در اين عرصه بماند و اين را بداند كه اين اقدام احدی الحسنين است چه به نتيجه برسد در انتخابات پيروز است و چه به نتيجه نرسد.

باید نخبگان ولايي و بسيجي و دين مدار فتنه ستيز و انحراف ستيز و حلقوم هايي كه جسارت دارند در برابر همه زياده خواهي ها بايستند هر کس در هر جايگاهي كه هست بايد از ولايت دفاع كند همچنین بايد با اين تفكر هرکس كه درد دين و مردم را دارد بيايند و خودشان را عرضه كنند و مردم در اين معركه انتخابات در بين آنها اصلح را انتخاب كنند ما بلندگوي فرياد هاي آقا هستيم ما همين منويات ولايت هستيم. خداوند به ما توفيق دهد همچنان كه روضه خوان اهل بيت بوده و هستيم و مبلغ معارف اسلامي بوديم و ان شاء ا... مشمول دعاي امام رضا (ع)قرار بگيريم كه فرمودند رحم ا... عبدا احيائ امرنا،باید احياء امر ولايت كنيم.

ما از مردم شريف هم دعوت مي كنيم كه حضور حد اكثري در انتخابات را به منزله يك تكليف بدانند حتي كساني كه در بستر بيماري روي تخت و ويلچر، پيرزن و پيرمرد هستند. كسي نگويد كه با نرفتن من چه اتفاقي مي افتد؟ نبایدهمين نرفتن يك نفر آسيب بزند .ما در دنيا پرچم پيروزي 80% مشاركت را بالا برده ايم توصيه سوم به تمام كانديداهايي كه ثبت نام کرده اند و در ادامه تأييد صلاحيت مي شوند بيايند و تقواي انتخابات را رعايت بكنند. اثباتي حرف بزنند كسي را تخريب نكنند تبيين خيلي خوب است همه آشکارا مواضعشان را تبيين كنند، كه آیا اين تفكر بدرد انقلاب مي خورد ؟آیا اين شعار بدرد انقلاب مي خورد و اگر اين شعار بدرد نمي خورد همه تبيين بكنند و تخريب نكنند تقواي انتخاباتي و اخلاق انتخاباتي را رعايت بكنند قشون و قشون كشي نكنند مخصوصا طرفداران كانديداها بايد سعي كنند تقواي اتخاباتي را رعايت كنند غيبت ها و تهمت ها و انگ زدن به افراد غلط است، اين مسایل در 33 سال انقلاب نشان داده شده كه نه به نفع اسلام و انقلاب است و نه به نفع دين مردم است امروز دنيا دارد به ما نگاه مي كند ما را به عنوان يك الگوی اسلامي تلقی میکنند مخصوصا كه کشور های نهضت بيداري اسلامي مي خواهند از انتخابات ما به عنوان يك نمونه براي انتخابات هاي خود استفاده كنند توصيه آخر به رسانه ها اينكه تنور انتخابات را داغ كنند ولي خدای نکرده تنور اختلاف داغ نشود بدانند ما از وحدت ملي بهره مي بريم و از اختلاف قطعا ضربه مي خوريم همه سعي كنيد به مردم اميد دهيد و مردم را نا اميد نكنند به مردم روحيه تلاش بدهند تا ان شاءا... يك انتخابات خوب و آرام به توفيق الهي و نظر لطف اهل بيت (ع )و شهدا داشته باشيم.

از آنجا كه به فرموده آقا فتنه 88 را جوان ها خواباندند چه توصيه اي به جوانهاي خراسان داريد؟

بله همانطور كه آقا فرمودند دفع فتنه عنايت ابا عبدا... الحسين (ع)بود و بصيرت مردم بود وخصوصا نسل جوان بود كه فتنه 88 را خواباند مردم فهميدند و اعلام كردند دينشان بر دنيايشان ارجحيت دارد و در دينشان هم اصلي ترين اصل ولايت است و اينكه مردم گفتند تا آخرين قطره خونمان پاي پرچم ولايت هستيم به جوانان عزيز و حزب اللهي خراسان عرض مي كنم درست است كه ما از خواص به عنوان واسطه با ولايت استفاده مي كنيم اما به خواص اعلام مي كنيم كه آنها را به دو دسته تقسيم مي كنيم خواص با بصيرت و خواص بي بصيرت اگر خواص از خود بي بصيرتي نشان دهند و مردم بببينند كه سنگ خود را به جاي سنگ ولايت به سينه مي زنند، دنبال منافع خود هستند نه منافع دين، دنبال باند بازي هاي خودشانند نه اينكه درد دين داشته باشند. جوانها زودتر از همه از خواص عبور مي كنند و پشت سر ولايت راه را گم نخواهند كرد. خراساني ها به دليل اينكه ياران خراساني ولي امر زمانند و زير سايه آقا علي ابن موسي الرضا (ع) هستند ان شاء ا... زودتر از همه آن مژده اي كه خدا در آيه "يا ايها الذين آمنوا من يرتد منكم عندينه و سوف يعط الله بقوم" آن قومي كه پيغمبر وعده اش را داده اند ان شاء ا... قوم ايرانند و به ويژه خراسان كه نشان دهند اين همسايگي با امام رضا(ع) و ولايتمداري آنها را در صف اول قرار داده است ما به همه خواص احترام مي گذاريم به شرط اينكه با بصيرت باشند اگر خواص بخواهند از خود بي بصيرتي نشان بدهند يقين بدانند كه مردم بسيار زود آنها را حذف خواهند كرد كما اينكه يكبار اين تجربه را از خود بروز دادند.

مردم عزيز ما به ويژه جوانهاي عزيز مخصوصا در اين شرايط حساس انتخابات مي دانند كه جبهه پايداري درست است كه حزب نيست اما برای تنظیم فعالیت دبيري دارد، بيانيه هايي میدهد . اعلام مواضعي دارد، اطلاعيه هايي دارد هر عزيزي از هر تشكلي از هر شخص حقيقي و حقوقي كه از هر جايي اعلام كرد كه من منتصب به جبهه پايداري هستم، من يقين دارم اين انتصاب را نه تنها در اينجا بلكه در هر جايي مردم عزيز ما به لفظ ظاهر قبول نخواهند كرد حقير در خراسان به عنوان دبير جبهه پايداري مواضع جبهه را در هر مقطعي ان شاء ا... با صراحت اعلام خواهم كرد. دبير جبهه تهران هم جناب آقاي آقا تهراني هستند و اصلي ترين محور جبهه هم حضرت آيت ا... مصباح مي باشند كه نظرات جبهه را اعلام خواهند نمود و ما در انتخابات هم ان شاء ا... به تكليف خود عمل خواهيم كرد چه در بيان اصول و محور ها و چه در تبيين راهكارهايي كه مردم بتوانند اصلح را انتخاب كنند و چه حتي در تبيين مصادیقی كه جبهه مورد نظرش مي باشد و آنها را در خط مقدم دفاع از ولايت و مبارزه با فتنه و انحراف مي بيند. ان شاء ا... در مراحل بعدي به اطلاع عزيزان خواهند رساند من هم از همه مردم عزيز خراسان تقاضا مي كنم به هر كسي كه خودش را به جبهه منتسب كرد بررسي بكنند چون امروز وسايل رسانه اي فراوان است و كانال هاي ارتباطي فراوان هر كسي از هر گوشه اي بلند شود و بگويد برنامه ما برنامه جبهه پايداري است و من منتسب به جبهه پايداري هستم به صرف اين ادعا قبول نكند ان شاء ا...

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

جلسه سیاسی "جنبش عدالت و مهرورزی" روز پنج شنبه پانزده دی ماه که در هتل پردیسان مشهد مقدس برگزار شد برخلاف اخباری که از قبل و بعد از این جلسه شنیده می شد ،نشستی کاملا موجه با حضور علما و اساتید برجسته ای از قم و تهران بود که از آن جمله میتوان به حضور حجه الاسلام شجونی (جامعه وعاظ ولایی) ، حجه الاسلام مرتضوی، حجه الاسلام موسوی اصفهانی و حجه الاسلام حسینی واعظ اشاره کرد.

متاسفانه بعضی از رسا نه ها تحت تاثیر حجم وسیع جن گ روانی علیه این جلسه قرار گرفته بودند که این نشست را مرتبط با جریان انحرافی عنوان کردند که دبیر جنبش (آقای دکتر سعیدی) هرگونه ارتباط با لیدر و اعضای جریان انحرافی را رد کرد و افزود: ت اکنون ن ه با مشایی و نه با مشایی پرستان هیچ جلسه ای نداشتم و نخواهم داشت.

دکتر سعیدی افزود: در سال 84 مجموعه ای از نیروهای حزب اللهی و ولایتی در تهران و شهرستانها با همکاری یکدیگر دست در دست هم دادند تا دلیر مردی به نام محمود احمدی نژاد را به ریاست جمهوری برسانند. در سال 88 نیز همان نیروها تحت عنوان ستاد های مهرورزی، با وجود حجم فشارهای سنگین علیه دولت ونظام ،یک بار دیگر دور هم جمع شدند و به رئیس جمهور ولایی رای قاطع دادند. و بعد از انتخابات ریاست جمهوری در مقابل فتنه ایستاندند و خون خود را در راه اسلام و انقلاب فدا کردند.

اما پس از آن جریانی در دولت شکل گرفت که نیروهای ارزشی و ولایی را تحت فشار قرار داد و از مجموعه دولت جدا ساخت.

وی افزود: من از همین جا به آقای احمدی نژاد میگویم که این رسمش نبود. این رسم عدالت نبود.

سعیدی ضمن ابراز نا خرسندی از عدم حمایت بعضی از مسئولین استان خراسان رضوی در دعوت از نخبگان سیاسی استان در این جلسه گفت: اخبار و شایعات زیادی علیه این جلسه درست کردند و گفتند ما با جریان انحرافی و مشایی در ارتباط هستیم .

وی در ادامه افزود:جنبش عدالت و مهرورزی به هیچ حزب و گروهی وابسته نیست و فقط مسیر ولایت را می پیماید.

دکتر حسین سعیدی در ادامه گفت: شورای سیاست گذاری جنبش عدالت و مهرورزی حضور تمام قد خود را در انتخابات مجلس نهم اعلام میدارد. و تصمیم دارد از نیروهای ولایت مدار و حزب الهی حمایت کند.

لازم به ذکر است که آقای مصطفی حائری به عنوان مسئول جنبش عدالت و مهرورزی در استان خراسان رضوی معرفی شد.

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

گزارش صراط به نقل از باشگاه خبرنگاران تاثیرگذاری مستند باشگاه خبرنگاران(نوبت شما يا نوبت بي بي سي؟!) به حدی بود که بی بی سی فارسی مجبور به خود زنی شد.

شبکه بی بی سی فارسی برنامه "نوبت شما"ی یکشنبه 22 ژانویه (2 بهمن) خود را به موضوع تغییر رئیس دانشگاه آزاد اختصاص داد.
بعد از پخش مستند باشگاه خبرنگاران(نوبت شما يا نوبت بي بي سي؟!) علیه برنامه " نوبت شما"، بی بی سی در تکاپو بود که وجهه ی خود را بهبود بخشد. لذا در این برنامه سعی کرد تا تماس های برنامه ریزی شده ای را به اجرا در آورد.
یکی از مسائلی که در اين  مستند در راستای روشنگری افکار عمومی پخش شد تماس های محدود این برنامه از ایران بود. بی بی سی نیز به فکر افتاد تا برای این عمل خود دلیل بیاورد تا بتواند آنرا توجیه کند.
در این راستا بی بی سی سعی کرد تا تماسی را وصل کند که در آن تماس مخاطب مورد نظر به مجری برنامه"خانم پونه قدوسی" که هنوز مساله تجاوز به ایشان از ذهن بینندگان پاک نشده بود، فحاشی کند تا در آینده بی بی سی با استناد به آن حرفی برای گفتن داشته باشد و مدعی شود که برخی از مخاطبانی که از ایران تماس می گیرند در راستای تخریب این شبکه صحبت می کنند و این مساله دلیل فیلتر شدن تماس ها از ایران می باشد.
نکته جالب این است که بی بی سی برای رسیدن به خواسته خود اقدام به پخش کلماتی خلاف عفت عمومی کرد و نشان داد برای اثبات حقی برای خود، برای هیچ مرزی حتی مرزهای اخلاقی احترامی قائل نیست.
اما پونه قدوسی، مجری این برنامه، نتوانست سناریوی طراحی شده شبکه را اجرایی کند و تمام نقشه های بی بی سی را نقش بر آب کرد و آن کلمه ای را که نباید بیان می کرد، گفت.
مجری برنامه هنگام خداحافظی با این مخاطب که به ظاهر از ایران تماس گرفته بود، گفت: « معذرت می خواهم از بی ادبی این همکار! ....»
و این جمله دقیقا جمله ای بود که  اين مستند نیز به آن اشاره کرده بود که تماس های شبکه بی بی سی توسط عوامل خود شبکه و همکاران این برنامه گرفته می شود.

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |


نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |

يسنا: دبيركل جبهه پايداري انقلاب اسلامي گفت: نمي‌گوييم، ولي فقيه از معصومين است، اما ولي فقيه براي ما حجت دارد و آنچه مي‌گويد، بايد تبعيت كنيم.

حجت‌الاسلام مرتضي آقاتهراني، در دومين همايش جبهه پايداري انقلاب اسلامي استان كرمان افزود: از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون فتنه‌هاي متعددي در اين كشور شكل گرفته است و به هر مناسبتي شماري افراد ريزش كرده‌اند.

وي يادآور شد: در چنين شرايطي، برخي افراد به اردوگاه انقلاب، نظام و اسلام آمده‌اند و عده‌اي ديگر نيز كه باور نمي‌كرديم، ريزش كرده‌اند.

دبيركل جبهه پايداري انقلاب اسلامي، فقدان ايمان را علت ريزش‌ها خواند و تصريح کرد: اگر افراد مومن باشند، مي‌مانند و اگر مومن نباشند، از اين ارودگاه مي‌روند.

نوشته شده توسط علی  | لینک ثابت |